صبح ها که از خواب بیدار میشیم دخترم تمرین رقص میکنه وحالمون خوش میشه..

جهاز هم برده شده وچند روزه دخترا وخواهرم میرن ومیچنن وبعضی چیزا ی خرده ریز که فراموش شده را یا میخرن یا به من میگن بخرم.

خانواده داماد هم دستشون درد نکنه از هیچی کم نمیذارن.

فرش نشیمن وتلویزیون ولوازم صوتی وکلی ظرف وظروف خریدن

الان هم میرم بیرون تاآخرین کارای عقب مونده را بکنم وفردا هم آرایشگاه میرم وموهامو رنگ میکنم ودیگه استراحت..پس فردا شب مرحله اول عروسی هست.

خدا قسمت همه جوونا بکنه

ترلان جون امروز خودو میرسونه