روز جمعه ساعت دوازده پروازداشتیم.خیلی زودتر از معمول رفتیم فرودگاه وکلی بیکار نشستیم ویهو یادش افتاد فیش های خروجی را نیاورده..زنگ زدیم وبه آیسان گفتیم با آژانس بفرسته..بالاخره رسید .ولی اول کار مضطرب شدیم.پرواز به موقع بود وساعت دوازده پرواز کردیم وبعد از دوساعت ساعت دوازده ونیم به وقت ترکیه رسیدیم استانبول وتا از گذرنامه ها را ببینن وبارها را بگیریم شد دو سه نصف شب..محبور شدیم تا صبح تو فرودگاه سر کنیم وصبح زود با مترو به طرف هتلمون راه افتادیم..هتل در منطقه امین اونی هست ودر مرکز شهره..صبح زود چندانها را گذاشتیم ومشغول گشت وگذار در کنار دریا وخیابانهای اطراف شدیم وظهر ناهار را بیرون خوردیم واومدیم اتاقها را تحویل گرفتیم وحسابی استراحت کردیم وتا عصر خوابیدیم.چون شب قبل تو فرودگاه بودیم ونتونسته بودیم خوب بخوابیم.عصر بازم پیاده روی وکنار دریا وکباب ماهی تازه وبازم هتل واستراحت..دوستای همسر بیشتر علاقه دارن به پاساژ گردی وخرید.والا منم بدم نمیاد از خرید.ولی خوب هم همسرم علاقه نداره وفعلا نظر خودش را پیش میبره.اینجور که بوش میاد همس باید بریم ساحل وکباب ماهی بخوریم وکشتی تماشا کنیم و یا سوار بشیم وبر گردیم..فعلا که خوبه جای همگی خالی