رمز ارز
سلام
پست دیشب را در حالی نوشتم که خیلی دلم گرفته بود.بیخوابی زده بود به سرم.تو یکی از کانالها آش دیدم دلم خواست نصف شبی.یادم افتاد تو یخچال حبوبات پخته وسبزی دلمه دارم.بلند شدم سرهم بندی کردم واندازه یک بشقاب کوچولو آش رشته درست کردم وخوردم.والا دیگه مارا که به آرزوهای بزرگمون نمیرسانند، لااقل خواسته های خردمون را خودمون برآورده کنیم.فکر کنم بخاطر همونم بود که تا دیروقت خوابیدم .حاجی بیدارم نکرده بود وحتما رفته دنبال کارای اداری ودادگاه واخذ مجوز..
دیشب یه چیزی رو یادم رفت بگم،حاجی داره از اطرافیان در باره رمرز ارز واینجور چیزا اطلاعات میگیره.فقط همین مونده یه مقدار هم ا نجا پول هدر بده.بچه ها میگن جلوشو بگیر .
ولی مگه دست منه.البته من قشنگ میدونم که هدفش چیه میخواد از این طریق پولشو منتقل کنه ترکیه واونجا بده دست آمل خانم براش هاپولی کنه.حالا یا در بهترین حالت ملک بخره.
اول وآخر وسط حرفاش امل هست .امل اینو گفت آمل اونو گفت..صحبت از هرچی میشه یه جوری ربط میده به آمل.
حتی بچه ها ودامادها حساس شدن .
تابستون که اجاره خونرو تمدید کردیم،یک ماه بعدش آمل ززد وگفت مستاجر خونرو خالی کردورفت جای دیگه .از اونموقع هم خونه خالیه ومیگه مشتری نیست.چند روز پیش بهش گفتم کاراتو بکن یه سر بریم ترکیه خودمون اجاره بدیم .گفت آره تصمیم داشتم،ولی تنها میرم..
خیلی ناراحت شدم.دفعه قبل هم اینو گفته بود ولی من با اصرار رفتم .که مریض هم شد واگه من نبودم معلوم نبود چه بلایی سرش میومد. باشه بذار تنها بره تا قدر منو بدونه.
اسم این پست را گذاشته بودم تابستون ۱۴۰۲ تا یک خلاصه نویسی کنم برای خودم .ولی معلومه دلم خیلی پره باز غیبت همسر شد.