زمستان
هنوز دفتر قضایی هستیم .
بعداز نوشتن پست قبل ،نگاهی به وبلاگ کردم ودیدم در پاییز فقط دوتا پست گذاشتم.واقعا کم لطفی شده در حق این فصل زیبا..
دوتا از نوه هام متولد پاییز هستن وخودم وبرادر کوچکم.به بهانه هر کدوم دور همی داشتیم.وجای همگی خالی خوش گذشت .
نوه ارشد متولد 8،8،88 هست الان برای خودش نوجوان رشید وسر وزبان داری هست. تمام تولدش مافیا بود .چون عاشق مافیا.همه لباس ها وتمشون را راهماهنگ کرده بودن.خودش هم کلی تزئینات مافیایی درست کرده بود..تولد برادر همین نوه هم 6 آذر هست کلاس سومیه .اونم در خانه بازی برگزار شد.خوب بود،دوستای مدرسه اش بودن ومنو دخترا ومامان وخواهرم.
از اون طرفم مادربزرگ وعمه اش.
بعضیا انگار حرف نزنن،نمیشه.مادربزرگش دوسال از من بزرگتره وسالم وقبراق.جلوی پله های خانه بازی با افاده واستاده بود وناز میکرد که من نمیتونم از پله ها بالا برم ،عروسم میدونست، من زانو درد دارن ونباید اینجارو رزرو میکرد. خلاصه حال دخترمو وگرفت واومد بالا..زیادم نبود ها پله اش اندازه یک نیم طبقه.
با داداشا هم صمیمی شدیم برای داداش کوچکه هم تو خونه مامانم تولد گرفتیم. اونم 7 آذر بود.
منم که حتما همگی میدونید 18 آذر هستم.
اونم خونه مامانم بود.
شب یلدا به بعد را هم تو پست بعدی مینویسم.
به خدا میسپارمتان برای همتون ایام خوشی را آرزو میکنم. ![]()