دوستی داشتم که اهل افغانستان بودو در اولین وبلاگم جز لینکام بود.ولی با خرابی بلاگفا گمش کرده بودم.چند روز پیش با قدری جستجو پیداش کردم وفهمیدم از افغانستان مهاجرت کردن ودر راه هستن.وامروز وقتی دوباره سرزدم با ناباوری دیدم پست تازه گذاشته وخبر سلامتیشو نوشته.حالا خیلی خوشحالم.

واما در مورد همسرم هم خبرا خوبه.امروز نتیجه سیتی اسکن را هم گرفتیم.فارسی نوسته بود نتیجه را وبه نظر میومد که همه چیز خوبه.پیش دکتر تقی زاده بردیم که از جراحان باسابقه کشور هست.برخلاف دوتای قبلی این گفت که واجب نیست حتما عمل کنی(بخاطر عوارض بعداز عمل)وفعلا دارو نوشت وگفت سعی میکنیم با دارو کنترل کنیم.فکر کنم نوعی شیمی درمانی هست.ولی حالت خوراکی داره.

کلا امیدوارمون کرد وگفت رنج بیماری زیاد بالا نیست.

تو مطب دکتر شوهرم یکی از همکلاسیهای دبیرستانشو دید.آدم خیلی مهربانی بود .با اینکه خودش بدحال ورنجور بود وبخاطر سرطان یکی از کلیه هاشو از دست داده بودولی سعی می کرد به شوهرم روحیه بده

وهمش میگفت قبل از هر چیز باید روحیه خوبی داشته باشی،وخودتو نبازی و اعصابت آروم باشه.........وموقع خداحافظی با چنان صمیمتی شوهرمو بغل کرده بود ومیبوسیدو براش آرزو سلامتی میکردکه من اشک تو چشام جمع شد...... .والا من از برادراش چنین حرکتی ندیدم.از وقتی هم اومدیم مرتب اس میده وراهنمایی میکنه....