عیدتون مبارک...
امروز بازم خونه مامانم بودیم طبق معمول همه روزایی خاص..بعداز ظهر اساسی خوابیدم..ولی از وقتی اومدم همش دارم کار میکنم...فردا چهلم مادرشوهرمه پدرومادر دامادمان برای مراسم از تبریز خواهند آمد..میخوام خونه کاملا مرتب باشه چون ممکنه بعداز مراسم به خونمون بیان...وای که این خانمی تبریزی چقدر وسواسی کدبانو هستن .....اصلا علت شهرت ادری ها به کدبانوگری بخاطر تبریزی هاست....
منم که با این پادرد کار یک ساعت را در سه ساعت همین انجام بدم...اون موقع که هیچ جام درد نمیکرد سالم بودم..افسرده بودم وبیحوصله ..حالا هم که حوصله دارم اینجوری
مم
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۵ ساعت 2:1 توسط آذر
|